
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/14ساعت 12:25 توسط یونس

وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت ٬ بی کسی تنها کسم بود 
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/14ساعت 11:59 توسط یونس
|

+
نوشته شده در دوشنبه 1386/04/11ساعت 11:31 توسط یونس
|

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد عکس حيدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س) کشيد در بيابان بلا تصويري از سقا کشيد گريه کرد، آهي کشيد و زينب کبري(س) کشيد
گفتمش تصويري از ليلي و مجنون را بکش
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن

گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/04/10ساعت 9:32 توسط یونس
|

+
نوشته شده در یکشنبه 1386/04/10ساعت 9:8 توسط یونس
|

زندگی چیست ؟؟سفر است به پايانش بريد. راز است کشفش کنيد .هدف است به دستش آوريد. اندوه است به آن تن در دهيد.مسئله است حلش کنيد. گرفتاري است تحملش کنيد. مصيبت است بر آن غلبه کنيد. نبرد است جرئت مقابله با آنرا داشته باشيد. تعهد است به آن وفا کنيد. موهبت است بپذيريدش.شادماني است با آن نغمه سر دهيد. زيبايي است تحسينش کنيد.لذت است از آن بهره ببريد .بازي است با آن بازي کنيد
+
نوشته شده در شنبه 1386/04/09ساعت 11:52 توسط یونس
|
